خرید بک لینک
تازگی موجودی به نام خواهر شوهر داره یکم ناراحتم میکنه ، خیلی برام مهم نیست سعی میکنم حسابش نکنم اصلا ولی به هر حال گزندست ...

دلیل زبون تندشو از شوهری پرسیدم میگه فقط حسادت وفقط حسادت

تمام فکر و حس خواهر شوهری شده اینکه من عروس بدجنسی هستم و به قول خودش بدذاتم اهان پشت سرش هم رفتم کلی حرف زدم توی فامیل!!!!!

در صورتی که حتی یک کلمه من هیچ صحبتی نکردم تازه هرجا هم حرفش بوده تاییدش کردم یا سکوت کردم

چون خودش زندگی ناموفقی داشته یجورایی زورش میاد من و شوهری کنار همیم خوشیم با هم میخندیم میگردیم اشیانه کوچیک و گرمی داریم

ولی با این حال اصلا بدشو نمیخوام و نمیگم ( بجز درد دل برای شوهری فقط ) براش همیشه دعا میکنم خوشبخت باشه و انسانوار زندگی کنه .. آمین

شوهری زیاد جواب حرفاشو مثل خودش بی ادبانه نمیده از منم دفاع نمیکنه یجورایی خنثی باهاش رفتار میکنه یجوری جواب معمولی میده بهش و این شده دلیل بر گستاخی بیشتره اون دختر

البته من هم به شوهری اعتراض نمیکنم چرا جوابشو کوبنده نمیدی چون هم دست پیشو میگیره و پیش همه راه میفته به گریه و ناله کردن هم بذار همینجوری خاموش بسوزه و دلیل سوم اینکه طبق کارشناس مشاوره که قبلنا میرفتم من نباید خودمو مستقیم باهاش درگیر کنم ..

همین که شوهری پیش منه پشته منه مال منه به حرف منه و حق را به من میده برام کافیه و کلی ارزش داره

برچسب: نویسنده: یلدا مقدم تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 4:32

صفحه بندی